فرشته بايد تو آسمون باشه نه رو زمين

فرشته بايد تو آسمون باشه نه روي زمين


 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه

درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه

اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه

اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه

اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه

جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه

اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه

اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ - فريبا

 

آن جا نشسته ای

در پهنای انحصار قلبم

و این جا کمی نزدیک تر

              در هجوم تشویش گونِ لمس ِ نگاه ها

                                           جای تو خالی ست.

دور می شوی...دور می شوی...دور می شوی

در حالی که نشسته ای همچنان

        بی آن که بدانی

              بی آن که بخوانی

                         بی آن که بخواهی

و من اینجا نشسته ام

                    کمی نزدیک تر

                              در سکوت غمگنانه ی کاغذها

          بی آن که بدانم

               بی آن که بخوانم

                         بی آن که بخواهم... 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ - فريبا

 

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ - فريبا

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

 

* هو الحق *

*** به نام آفريننده خوبيها ***

همیشه اسلام پیروز است .

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید .

بیایید هجله ببندیم مادری که پر کشید پیش خدا جوان بود .

 

گریه کن زیرا که گل ها دیده اند

یاس های مهربان کوچیده اند .

 

بسم الله الرحمن الرحيم
با قلبي آگنده از درد و رنج و سينه اي پر از سوز گداز و چشماني پر از اشك فرارسيدن ايام شهادت بزرگ بانوي دو جهان ، دخت والاگهر خاتم رسولان و همسر و همراز مولاي متقيان و مادر بزرگوار امامان حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها قبل از هركسي به مولايمان حضرت حجه بن الحسن المهدي عجل الله فرجه الشريف كه صاحب عزاي اين مصيبت عظمي است و همه عاشقان و دلباختگان خاندان رسالت تسليت عرض مينمائيم

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذالك

اللهم صل على محمد و ال محمد

ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا ( س ) الگوی یک شیر زن ، نمونه يك مادر مهربان و دلسوز ، نمونه يك همسر بسيار عالي و فوق العاده و ... بر همه شيعيان نه بهتره بگم بر همه جهانيان چون يكي از بهترين و كامل ترين بنده هاي خداوند رو از دست داديم ، چه بسا كه اگر حالا بودند ... تسلیت باد .



پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

* هو الحق *

*** به نام آفريننده خوبيها ***

از فاطمه ( س ) اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید .

ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا ( س ) الگوی یک شیر زن ، نمونه يك مادر مهربان و دلسوز ، نمونه يك همسر بسيار عالي و فوق العاده و ... بر همه شيعيان نه بهتره بگم بر همه جهانيان چون يكي از بهترين و كامل ترين بنده هاي خداوند رو از دست داديم ، چه بسا كه اگر حالا بودند ... تسلیت باد .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

انا الله و انا الیه راجعون

با سلام خدمت همه عزیزان

رحلت امام بزرگوار و پرواز کبوتران ۱۵ خرداد تسلیت باد .

به نظر من امام خمینی ( ره ) پیشینه کشور ماست . او یک بزرگ مرد دیندار بود . روحش شاد .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

با سلام خدمت همه عزیزان ایام فاطمیه رو به همه تسلیت میگم . از همه عزیزان التماس دعا دارم هر جا دلتون شکست یاد خواهر کوچیکتون هم بیفتین . ممنون

التماس دعا

مسجد

مملو از جمعيت بود،بسيارى از مردم مدينه آمده بودند تا به سخنان خليفه پيامبر گوش

فرا دهند. ناگهان از پشت پرده صدايى آمد. در جمعيت ولوله اى افتاد كه چه خبر شده. يكى گفت: به خدا پيامبر است كه بار ديگر زنده شده، و با اين سخن او جمعيت مسجد شروع به گريستن كردند.
او با حمد و ثناى الهى سخن خود را آغاز كرد، چنان ثنايى كه همه مبهوت مانده بودند و حيران، و بعد خود را معرفى كرد. تازه جمعيت فهميدند كه او پاره تن رسول الله فاطمه است كه براى اولين بار در جمعيت شروع به سخن كرده است.
با سخنان او مردم مى گريستند و بار ديگر وجود پيامبر را در كنار خود حس مى كردند. از رنج هايى كه از اين قوم ديده بود و جفايى كه بر او و خاندان او رفته بود، قصد كرده بود كه جفاكنندگان را نفرين كند. ناگاه گرد و خاكى از زير ديوارهاى مسجد برخاست، همه به وحشت افتادند، اما پيغام شويش حيدر به وى رسيد كه فاطمه جان، دست نگه دار و او كه هميشه تابع شوى خويش بود اين بار نيز دم فرو مى بندد و سكوت اختيار مى كند.
چند صباحى ديگر و آن شب بالاخره فرا رسيد همان شبى كه دوطفل سراسيمه از خانه بيرون دويدند و به دنبال چند خانه در مدينه دوان دوان و با چشم هاى گريان كوچه ها را طى مى كردند.
آن سه نفر نيز سراسيمه خود را به خانه حيدر مى رسانند. اما آيا قدرت اين كار را دارند؟
هنوز دو ماه بيشتر نيست كه با بهترين مخلوق عالم وداع گفته اند و اكنون چگونه مى توانند پاره تن او را تشييع كنند؟
تابوتى در نيمه شب، غريب و مظلوم از خانه اى محقر بيرون آورده مى شود. تشييع كنندگان او عبارتند از ابوذر، مقداد، سلمان و حسين (ع) به همراه اميرالمومنين (ع). حتى به كودكان اجازه گريه بلند نيز داده نشده كه نكند از اهالى اين شهر كسى با خبر شود، آخر او وصيت كرده بود به جز اين چند تن كسى در تشييع او حاضر نشود.
حتى عرشيان نيز تحمل مشاهده اين صحنه را نداشتند و بر غربت اين اهل كساء مى گريستند. اما در اين بين حال دختركى محزون ديدنى بود، نه مى توانست در خانه بماند و نه اجازه داشت كه با آنها برود، اما مگر مى توانست ببيند كه همه هستى اش را، مادرش را با خود مى برند و او فقط بنگرد و حتى صداى ناله اش نيز بلند نشود؟
آن شب بالاخره به صبح رسيد و دخترك مانده بود و خانه اى بدون مادر، هر جاى آن خانه كه مى رفت، وجود او را حس مى كرد، گاهى چادر او را به سر مى كشيد و با آن به نماز مى ايستاد. به ياد بازوى زخمى مادرش مى افتاد كه درگوشه حيات دستاس را مى گرداند تا آرد و نانى براى بچه ها و شويش فراهم كند.
اما دخترك نمى دانست كه روزگار چه خواب هايى براى او ديده و چه رنج هايى را بايد بكشد و چه صحنه هايى را بايد در طول زندگى خود ببيند. خبر نداشت كه قرار است او را به اسيرى ببرند و در بين مردان نامحرم شامى او و اطرافيانش را خارجى خطاب كنند و خبر نداشت كه چطور بايد شهادت پدر و برادرانش را مظلومانه به نظاره بنشيند و صبر پيشه كند.
سرّ وجود فاطمه بود كه نور او در جهان روشنايى بخشيد و هنوز كه هنوز است جهانيان را در ماتم خود فرو برده است.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا

 

کارم از جنون گذشته مست مست بوی سیب

دل من تنگه برا شش گوشه و قبر حبیب

از حسین و کربلا تپش تپش دل میخونه

برای زیارتش همش میگیره بهونه

شوق پابوسی او افتاده باز توی سرم

میزنم به هر دری جور بشه کار سفرم

حالا که دورم از او میخونم از ناز نگاش

میشینم زل می زنم به عکس گنبد طلاش

با خودم میگم میشه که شامل کرم بشم

آقا دعوتم کنه مسافر حرم بشم

یاد بین الحرمین چشم منو تر می کنه

دل من با خاطرات کربلا سر می کنه

زیارت خوندنای با اشک و آه یادش بخیر

به سر و سینه زدن تو قتلگاه یادش بخیر

یاد اون شبها بخیر مست بوی یار می شدیم

دخیل ضریح خوشگل علمدار می شدیم

اما عیبی نداره اگر به قصه مبتلام

توی روضه هاش میام انگاری توی کربلا

اگه پا نده بیام تو روضه هاش هم بشینم

برام این بسه که عکس کربلاتو ببینم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦ - فريبا